سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

باغ گیاهشناسی و مراسم گلابگیری

باغ گیاهشناسی و جشنواره گلابگریری رو با مامان مریم و بابا یاسر رفتیم روز۲۴ فروردین و کلی بهت خوش گذشت کلا باغ گیاهشناسی رو دوست داری و خیلی اونجا بردمت و این دفعه هم با مامان مریم (مرمرجون) تجربش کردی ...
25 فروردين 1397

برج میلاد فروردین ۹۷

برج میلاد و یک دنیا شیطونی و بازی رو روز پنجشنبه ۲۳ فروزرین ۹۷ تجربه کردی و ما از صبح تا ۵ عصر بازی کردیم خلاصه که انرژیت خیلی زیااد بود و روی پل معلق هم رفتیم و سوار دوچره شدیم که ماشین مانند بود و دور برج رو زدیم و بعد از اونم کیدز کلاپ و رفیم و تو هم بالاترین نقطه برج رو تجربه کردی و شبم خونه مامی اینا دعوت داشتیم که بعد شام خوابت برد اینقدر خسته بودی و کلی بهت خوش گذشته بود ...
25 فروردين 1397

سفر به گرجستان زمستان ۱۳۹۶

مسافرت گرجستان زمستان ۱۳۹۶ به صورت خیلی یهویی تصمیم گرفتم که ۲ تایی با تور بریم گرجستان بابا یاسر یک سفر کاری یک هفته ای باید می رفت شمال و منم کلی از کار خسته بودم و حس کردم یک ریلکس شدن برامون کلی خوبه این شد که دو تایی یک سفر زیبایی رو با هم رفتیم که تا آخر عمرمون حتما به خاطر خواهیم داشتش گرجستان برات جذابیت خاصی داشت جوری که دوست داشتی اونجا زندگی کنیم خوب می دونی خداییش آرامش خیلی خاصی حاکم بود توش ارامشی که متاسفانه تو شلوغی زندگی توی ایران از دست رفته انگار اینجا همه چیز تند تره کلیساهارو دوست داشتی معنای سلیب رو فهمیدی و خلاصه تجربه جدیدی رو داشتی و اولین سفرت به خارج از ایران بود ...
16 فروردين 1397

آغاز ۱۳۹۷ در یک نگاه

به نام خدا گل پسرم امسال هم شروع شد با سفره هفت سینی که با هم درست کردیم و کلی توش دخیل بودی و کلی تزءینش و کاراش با خودت بود ️ سمیه جون روز آخر تخم مرغ سیر و سگ هفت سینی سال نو رو که توی پیش دبستانت درست کرده بودی بهمون هدیه داد و منم همش رو توی هفت سینمون چیدم نوشتم تمام شد عکس سفره هفت سینمون   مسافرت ترکیه                                                         ...
16 فروردين 1397

سال 1397

سلام بر پسر گلم و سال نوت مبارک دیگه آقا شدی بزرگ شدی امشال هفت سین رو چیدی و من بهت افتخار می کنم عزیزم  امسال تا الانش سال شلوغی بود از قبل از عید و آخرین مشافرتمون به شمال شروع شد و 4 شنبه سوری و شب عید تا تحویل سال و فوت خاله فاطی بابایاسر  و مسافرتمون و بازی هات با حدیثه دوست جدیدت و دوباره شوع سال کاری بگم کلی کلی و کلی باید بنویسم ولی خلاصش اینه که توی یک ماه گذشته به صورت عجیبی رشد کردی که باورش کمی سخته برام کل برای هر چیزی دلیل میخوای بحث می کنی و شیطونتر شدی ماشاالله منم واقعا با زیاد تر شدن کارم و تموم شدن درسم و امتحان جامع که البته وقتی براش نداشتم که بخونمش و مسافرت های پشت همی که پیش اومد واقعا وقت نداشتم برات بن...
15 فروردين 1397

کریسمس 96

و امسال در پیش دبستان کاردستی گروهی درست کردین و درخت خونه رو هم شما تزئین کردی عشقم     ...
6 دی 1396

اولین اردو - سرزمین عجایب

برات بگم که از وقتی می ری پیش دبستانی هر وقت اردو بو می گفتی نمیری تا اینکه ناظمتون گفت این دفعه اسمت رو بنویسم و نگم بهت و ببرنتو خلاصه که امروز عکساتون رو فرستادم و کلی شاد و خندون بودی و بهتم خوش گذشته بود ...
6 دی 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد